پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم

روز و شب بی‌سر و پا گرد جهان می‌گردم

تا ز کاشانه وصل تو نشانی یابم

بر سر کوی تو بی‌نام و نشان می‌گردم

بر هواداری خورشید رخت ذره صفت

که عیان می‌شوم و گاه جهان می‌گردم

گاه چون خاک به کوی تو وطن می‌سازم

گاه چون باد به کوی تو روان می‌گردم

من از امید تو و بیم تو روزی صد بار

می‌شوم پیر و دگر بار جوان می‌گردم

ای که تا روز به خوابی خبرت نیست که من

گرد کویت همه شب نعره‌زنان می‌گردم

می‌کشم بار غم عشق تو همواره به جان

گر چه دل‌خسته از این بار گران می‌گردم

می‌شوم زنده به بوی تو ز باد سحری

در شب هجر که بی‌تاب و توان می‌گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
  2. شمارهٔ ۵۳ای چشم و رخ تو زهره و ماه
  3. شمارهٔ ۵۴می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند
  4. شمارهٔ ۵۵به دور گل نگران جمال او می‌باش
  5. شمارهٔ ۵۶سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد
  6. شمارهٔ ۵۷چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست
  7. شمارهٔ ۵۸هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست
  8. شمارهٔ ۵۹بر خاک آستانش دارم سر گدایی
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.