پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد

محصول روزگار به یک شب بر اوفتد

وقتی به غور حال دل ما رسد فقیه

کاو را هوای عشق منی در سر اوفتد

غوغایی عشق در دل صورت‌گران حسن

در نقش دل‌فریب چنین پیکر اوفتد

در کشوری که چون تو سری رخ کند مقام

روزی هزار فتنه در آن کشور اوفتد

مشاطه بر جمال تو گر زیوری کشد

خواهد که فر چین تو بر زیور اوفتد

واعظ گر آن جمال ببیند میان جمع

حیران چنان شود که ز منبر در اوفتد

در فید زلف او نبود جان مگر به تیغ

هر گردن که در خم آن چنبر اوفتد

دیگر مرا مجال کتابت کجا بود

از قطره‌های اشک که بر دفتر اوفتد

خورشید آسمان بدهد خط بندگی

گر سایه‌ای ز لطف تو بر چاکر اوفتد

آه تو گر زبانه زند بر فلک (جنید)

چون شمع سوز در دل هفت اختر اوفتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست
  2. شمارهٔ ۵۹بر خاک آستانش دارم سر گدایی
  3. شمارهٔ ۶۰آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید
  4. شمارهٔ ۶۱بر سر کوی تو هر دل که مقام است او را
  5. شمارهٔ ۶۲ای جمالت خوب و اوصافت جمیل
  6. شمارهٔ ۶۳طراوت رخ او بین و رنگ آتش را
  7. شمارهٔ ۶۴ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها
  8. شمارهٔ ۶۵غصه روزگار بین که چه کرد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.