پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

بر سر کوی تو هر دل که مقام است او را

رغبت جنت و فردوس حرام است او را

وآن که بر درگه عشق تو قبولی دارد

بخت فرمان بر و اقبال غلام است او را

سرو با قامت زیبای تو بر طرف چمن

عجب است ار سر و سودای قیام است او را

خوان میارای که از عشق جمالت مهمان

آن چنان شد که فراغت ز طعام است او را

صوف خلوت اگر دود دلش گشت چراغ

پرتویی از مه روی تو تمام است او را

دل که او محرم سر حرم خاص تو گشت

چه غم از سرزنش مردم عام است او را

عشق را زاهد افسرده‌دل آسان پنداشت

ای برادر تو طمع بین که چه خام است او را

صوفی از خرقه پشمینه به تنگ آمد

نه عجب گر هوس باده و جام است او را

پاک‌بازی و ره جنت و فردوس نعیم

تا از این هر دو طرف میل کدام است او را

نه کنون است جنید از می سودای تو مست

زآن که سرمستی از این باده مدام است او را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳طراوت رخ او بین و رنگ آتش را
  2. شمارهٔ ۶۴ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها
  3. شمارهٔ ۶۵غصه روزگار بین که چه کرد
  4. شمارهٔ ۶۶زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند
  5. شمارهٔ ۶۷کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد
  6. شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری
  7. شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن
  8. شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.