پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن

نظر به حال پریشان بی‌نوایی کن

تو شاه حسنی و ما عاشق گدای درت

بده زکات و بر سائلان عطایی کن

تو را که گفت که هر دم به تیر غمزه مست

دل مرا هدف ناوک بلایی کن

مگر رقیب جفاکارت این طریق آموخت

که بر شکسته‌دلان هر زمان جفایی کن

به حق صحبت دیرین و عهدهای قدیم

که کینه محو کن از سینه و صفایی کن

چو از مفرح یاقوتی تو خسته‌دلیم

مرا به گل‌شکر لعل خود دوایی کن

جنید سلطنت ملک یار می‌طلبی

گدایی از نفس پاک پارسایی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر
  2. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
  3. شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است
  4. شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق
  5. شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی
  6. شمارهٔ ۷۶گر نقش آن نگار پریوار برکشند
  7. شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
  8. شمارهٔ ۷۸هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.