پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی

مست بی‌خویشتن خسته‌دل خودرایی

من آن عاشق جان‌باز که چون پروانه

می‌ندارم ز غم عشق به خود پروایی

هوس زهد و دل و عشق زهی دیده شوخ

در جهان نیست چو من باد هوس‌پیمایی

داشتم گنج حضوری دل آسوده

بر سر آورد غم عشق توام غوغایی

ورطه عشق تو دل برد فرو تا به کمر

عجب ار جان به لب آرم ز چنین دریایی

نه طریقی که بدو روی به مقصود آرم

نه رفیقی که مرا راه نماید جایی

برو ای عقل از این بیش مده دردسرم

گم شوی گر بنهی در غم عشقش جایی

گر شدم کوزه‌کش پیرمغان ننگ مدار

کامل آن است که در عشق شود رسوایی

دانش خویش به کار آر مکن عیب (جنید)

کز پی مردم نادان نرود دانایی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
  2. شمارهٔ ۷۸هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد
  3. شمارهٔ ۷۹یار ما بی‌وفاست چه توان کرد
  4. شمارهٔ ۸۰اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
  5. شمارهٔ ۸۱مکن ای یار ملامت که دلم در پی اوست
  6. شمارهٔ ۸۲عاشق آن باشد که با معشوق دم‌سازی کند
  7. شمارهٔ ۸۳مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست
  8. شمارهٔ ۸۴دل‌برا چندین جفاکاری مکن
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.