پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی

که از او تا به قمر فرق نباشد مویی

صنمی سنگ‌دلی سیم‌بری فتنه‌گری

دل‌بری عشوه‌دهی سروقد مه‌رویی

نازنینی که گر از خانه به بازار رود

نعره وای و وهی بشنود از هر سویی

هدف تیر بلا کرد دل ریش مرا

ناوک غمزه خون‌ریز کمان ابرویی

چاره کار من اکنون که کند وای به من

که نیم مرد کمانش به چنین بازویی

من که با شیر دلان لاف به نیکی زده‌ام

سگ کویی شده‌ام در طمع آهویی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲عاشق آن باشد که با معشوق دم‌سازی کند
  2. شمارهٔ ۸۳مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست
  3. شمارهٔ ۸۴دل‌برا چندین جفاکاری مکن
  4. شمارهٔ ۸۵یاد داری که دگر دوش چه با ما کردی
  5. شمارهٔ ۸۶شوریده‌حال را خبر عاقلان مپرس
  6. شمارهٔ ۸۷خیال قامت او از نظر نخواهد شد
  7. شمارهٔ ۸۸غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا
  8. شمارهٔ ۸۹نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.