پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

خیال قامت او از نظر نخواهد شد

هوای زلف سیاهش ز سر نخواهد شد

سواد نقطه خالش ز کارنامه دل

به آب دیده و خون جگر نخواهد شد

بدین صفت که ز جام غرور بی‌خبر است

ز حال خسته‌دلانش خبر نخواهد شد

اگر چو موی شدم در غمش ولی رستم

چو موی کرد میانش کمر نخواهد شد

اگر نه راه نماید به خویش ما را دوست

کسی به منزل و ره راه‌بر نخواهد شد

به التفات تو کاری مگر ز پیش رود

و گر نه راست به وجهی دگر نخواهد شد

به تلخ‌گویی استاد و گفت و گوی پدر

ز دل محبت آن خوش پسر نخواهد شد

بتی که قبله جان است نقش صورت او

ز لوح خاطر اهل نظر نخواهد شد

(جنید) درد تو با خویشتن به خاک برد

که حسرتی‌ست که از دل به در نخواهد شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.