پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

شوریده‌حال را خبر عاقلان مپرس

آن را که غرق گشت نشان از کران مپرس

از ما بپرس هر چه توانی ز نیک و بد

الا حدیث توبه و تقوی و زآن مپرس

رویش ببین و از مه تابان مکن حدیث

لعلش ببوس و از شکرستان جان مپرس

با زلف او حکایت مشک و ختن مگو

با حسن او روایت آب روان مپرس

عقل از برون پرده چه داند حدیث عشق

حال حریم پادشه از پاسبان مپرس

اسرار عشق او که ندانند هرکسی

گر اهل دانشی ز سر امتحان مپرس

می‌پرسیم که چیست تمنای تو ز من

چون واقفی چه حاجت شرح و بیان مپرس

چون کم نمی‌کنی ز دلم درد ای رقیب

لطفی بکن ز درد دلم هر زمان مپرس

پیر ستم‌کشیده شناسد حدیث من

شرح جفا و جور جهان از جوان مپرس

این بود آه سینه که راه نفس گرفت

در دل غمی که می‌گذرانم نهان مپرس

بگذار خویش را چو به وصلش رسی (جنید)

ره یافتی به کوی یقین از گمان مپرس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا
  2. شمارهٔ ۸۹نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.