پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۵

یاد داری که دگر دوش چه با ما کردی

فتنه انگیختی از دور تماشا کردی

آخر از صحبت دیرینه نیامد یادت

کآن همه جور و جفا بر من شیدا کردی

عهد بستی که به هم جام طرب نوش کنیم

چون که سرمست شدی فتنه و غوغا کردی

وعده دادی که سر زلف به دست تو دهم

عاقبت بر من دل‌سوخته سودا کردی

دل ز من بردی و خوش با دگری بنشستی

الحق انصاف توان داد کرم‌ها کردی

من گرفتم که نگفتم تو خود انصاف بده

با که این شیوه توان گفت که با ما کردی

ای (جنید) از سخن مدعیان باک مدار

قصه درد دل خویش چو پیدا کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۷خیال قامت او از نظر نخواهد شد
  2. شمارهٔ ۸۸غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا
  3. شمارهٔ ۸۹نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.