پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست

از آن میان برهیدیم و هیچ پروا نیست

چنین شنیده‌ام از صوفیان کنج صفا

که هر که صاف نباشد دلش مصفا نیست

به سلسبیل مده وعده من ای ساقی

بیار می که مرا صبر تا به فردا نیست

بهشت و حور و شراب طهور و عالم نور

اگر نه با رخ یار است در خور ما نیست

چو روشن است که دور حیات بر باد است

قدح ز دست نهادن طریق دانا نیست

به صبر کوش و تحمل که در طریقت عشق

طریق عاشق صادق بجز مدارا نیست

(جنید) نوبت عشرت به وقت گل مفکن

به بزم باش که حال زمانه پیدا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵یاد داری که دگر دوش چه با ما کردی
  2. شمارهٔ ۸۶شوریده‌حال را خبر عاقلان مپرس
  3. شمارهٔ ۸۷خیال قامت او از نظر نخواهد شد
  4. شمارهٔ ۸۸غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا
  5. شمارهٔ ۸۹نبار عشق و ستم گر چه طاقتم نبود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.