پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

یار ما بی‌وفاست چه توان کرد

عادت او جفاست چه توان کرد

مهر دیرینه وفای مرا

این زمان کین جزاست چه توان کرد

هر امیدی که ما به او بستیم

چون سراسر هباست چه توان کرد

ما ز جان دوست‌دار آن دل‌بر

دشمن جان ماست چه توان کرد

در وفایش چو خاک ره گشتیم

ور به خونش رضاست چه توان کرد

پادشاه است او و فرمانش

بر تن و جان رواست چه توان کرد

درد دل با طبیب گفتم دوش

گفت صبرش دواست چه توان کرد

ای (جنید) از کسان چه می‌رنجی

هر چه هست از خداست چه توان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱مکن ای یار ملامت که دلم در پی اوست
  2. شمارهٔ ۸۲عاشق آن باشد که با معشوق دم‌سازی کند
  3. شمارهٔ ۸۳مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست
  4. شمارهٔ ۸۴دل‌برا چندین جفاکاری مکن
  5. شمارهٔ ۸۵یاد داری که دگر دوش چه با ما کردی
  6. شمارهٔ ۸۶شوریده‌حال را خبر عاقلان مپرس
  7. شمارهٔ ۸۷خیال قامت او از نظر نخواهد شد
  8. شمارهٔ ۸۸غم هجران تو ای دوست چنان کرد مرا
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.