پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد

بی‌زر و بی‌دل و بی‌چاره و بی‌یار مباد

تا ز بستان وصالت نتوان چید گلی

در گلستان وصالت اثر خار مباد

گر چه سلطانی و من بند گدای در تو

از وصال من درویش تو را عار مباد

ای دل ار از پی ارباب کرم خواهی رفت

با من خسته دلت هیچ سر و کار مباد

از شب وصل تو با روز فراق افتادم

هیچ مؤمن به چنین روز گرفتار مباد

خواری و عیب رقیب از همه چیزی بتر است

خلق گویند که کافر به چنین خوار مباد

مرض عشق و فروماندگی شهر غریب

کس بدینسان که (جنید) است دل‌افگار مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
  2. شمارهٔ ۸۱مکن ای یار ملامت که دلم در پی اوست
  3. شمارهٔ ۸۲عاشق آن باشد که با معشوق دم‌سازی کند
  4. شمارهٔ ۸۳مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست
  5. شمارهٔ ۸۴دل‌برا چندین جفاکاری مکن
  6. شمارهٔ ۸۵یاد داری که دگر دوش چه با ما کردی
  7. شمارهٔ ۸۶شوریده‌حال را خبر عاقلان مپرس
  8. شمارهٔ ۸۷خیال قامت او از نظر نخواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.