پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود

وآن که درد تو کشد از پی درمان نرود

هر که در خانه دمی با تو به خلوت بنشست

به تماشای گل و لاله و بستان نرود

خضر اگر لعل روان‌بخش تو را دریابد

بار دیگر به لب چشمه حیوان نرود

گر نه امید لقای تو بود در جنت

هیچ عاقل به سوی روضه رضوان نرود

هوسم بود که در کیش غمش کشته شوم

لیکن این لاشه ضعیف است به قربان نرود

ای که گفتی به هوس در پی دل چند روی

عاشق دل‌شده چون در پی جانان نرود

مرد باشد که ز شمشیر نگرداند روی

ور نه از خانه همان به که به میدان نرود

ملکت عشق کسی راست مسلم چو (جنید)

که دلش در طلب ملک سلیمان نرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹یار ما بی‌وفاست چه توان کرد
  2. شمارهٔ ۸۰اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
  3. شمارهٔ ۸۱مکن ای یار ملامت که دلم در پی اوست
  4. شمارهٔ ۸۲عاشق آن باشد که با معشوق دم‌سازی کند
  5. شمارهٔ ۸۳مرا شکیب ز معشوق و جام صهبا نیست
  6. شمارهٔ ۸۴دل‌برا چندین جفاکاری مکن
  7. شمارهٔ ۸۵یاد داری که دگر دوش چه با ما کردی
  8. شمارهٔ ۸۶شوریده‌حال را خبر عاقلان مپرس
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.