پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است

جامِ جم دِه که همه ملک سلیمان هیچ است

قصهٔ نیک و بد و هر چه تو خوانی بر ما

باده پیش آر که افسانهٔ دوران هیچ است

گنج قارون چه بود در نظر همت ما؟

که همه مملکت کسری و خاقان هیچ است

چون سر از دست بخواهد شدن، ای یار عزیز!

وقت خوش دار که فکر سر و سامان هیچ است

در ره عشق چه نازی به دلی یا جانی

تحفه‌ای جوی که این‌ها بر جانان هیچ است

حاصل دنیی و عقبی چه بود پیش جنید؟

زآن که ملک دو جهان در خور مردان هیچ است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی
  2. شمارهٔ ۷۶گر نقش آن نگار پریوار برکشند
  3. شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
  4. شمارهٔ ۷۸هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد
  5. شمارهٔ ۷۹یار ما بی‌وفاست چه توان کرد
  6. شمارهٔ ۸۰اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
  7. شمارهٔ ۸۱مکن ای یار ملامت که دلم در پی اوست
  8. شمارهٔ ۸۲عاشق آن باشد که با معشوق دم‌سازی کند
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.