پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است

خوشا تنی که به جان در سلوک این راه است

اگر ز معنی وحدت دلیل می‌طلبی

به دست خویش نظر کن که نقش الله است

مرا ز صحبت رندان خوش آمد آن معنی

که مرد مجلس ایشان نه طالب جاه است

در آن مکوش که بیگانه رانی از در خویش

بسا غریب که او آشنای درگاه است

ز اوستاد حقیقت شنیده‌ام رمزی

نداند این سخن الا کسی که آگاه است

که ای پسر چو بر این ره فتاده‌ای بینی

ز روی لطف بنه عذر او که اکراه است

مبین که مردم عالم خلاص خود طلبند

ولی هرآینه پیش آید آن چه در راه است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق
  2. شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی
  3. شمارهٔ ۷۶گر نقش آن نگار پریوار برکشند
  4. شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
  5. شمارهٔ ۷۸هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد
  6. شمارهٔ ۷۹یار ما بی‌وفاست چه توان کرد
  7. شمارهٔ ۸۰اندر این شهر مرا هست نظر بر رویی
  8. شمارهٔ ۸۱مکن ای یار ملامت که دلم در پی اوست
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.