پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

هزار جان گرامی فدای آن سحری

که باد صبح بیارد ز دوستان خبری

در این به سر برده‌ام بسی شب‌ها

که بوی زلف تو از باد بشنوم سحری

عجب مدار که از بوی یار زنده شویم

اگر به خاک عزیزانش اوفتد گذری

هوای غیر تو یک ذره نیست در سر من

که مهر روی تو نتوان نهاد بر دگری

خوشا کسی که به روی تو چشم بگشاید

که از بهشت به رویش گشاده‌اند دری

عروس حسن به هر کس نمی‌نماید روی

که نیست لایق دیدار دوست هر بصری

(جنید) رفت و سخن ماند یادگار از وی

خوشا کسی که بماند ز وی چنین اثری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
  2. شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر
  3. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
  4. شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است
  5. شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق
  6. شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی
  7. شمارهٔ ۷۶گر نقش آن نگار پریوار برکشند
  8. شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.