پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم

شادمانم که ز لعل تو دوایی دارم

ای که در منزل دل ساخته‌ام منزل تو

شرمسارم که نه درخورد تو جایی دارم

گر چه وصلت به چو من بی‌سر و پایی نرسد

هم ز خوان کرم امید صلایی دارم

عاقبت در سر کار تو کنم جان عزیز

تا بدانند که با دوست وفایی دارم

آتش مهر تو در جان من امروزی نیست

که من از صبح ازل با تو صفایی دارم

ای که آزار دل خسته من می‌طلبی

بر حذر باش که قهار خدایی دارم

بر سر کوی تو عمری به هوس بود (جنید)

هرگزت یاد نیامد که گدایی دارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
  2. شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است
  3. شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق
  4. شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی
  5. شمارهٔ ۷۶گر نقش آن نگار پریوار برکشند
  6. شمارهٔ ۷۷هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود
  7. شمارهٔ ۷۸هم‌چو من هیچ‌کسی در غم تو زار مباد
  8. شمارهٔ ۷۹یار ما بی‌وفاست چه توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.