پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۰

آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید

روزی مراد جانم زین جست و جو برآید

باشد که این بیابان آید شبی به پایان

بختم مدد نماید واین آرزو برآید

هر دم به اشک خونین رخساره را بشویم

باشد که هم‌صفایی زاین شست و شو برآید

گویند سربریده با کس سخن نگوید

چون است او که هر دم فریاد از او برآید

روزی که عقل و عشقم بر هم زنند لشکر

در ملک اندرونم صد گفت و گو برآید

اندر بهشت اعلی کس ننگرد به طوبی

گر چون قد تو سروی بر طرف جو برآید

‌آن کس که در طریقت هم‌چون (جنید) باشد

شاید که در جهانش نام نکو برآید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲ای جمالت خوب و اوصافت جمیل
  2. شمارهٔ ۶۳طراوت رخ او بین و رنگ آتش را
  3. شمارهٔ ۶۴ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها
  4. شمارهٔ ۶۵غصه روزگار بین که چه کرد
  5. شمارهٔ ۶۶زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند
  6. شمارهٔ ۶۷کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد
  7. شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری
  8. شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.