پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها

از هوای تو سرفرازی‌ها

خبرت هست از آن که پنهانی

می‌کنم با تو عشق‌بازی‌ها

دل به مهر تو داده‌ام که نهان

دیده‌ام از تو دل‌نوازی‌ها

شمع را سر بریده‌ام زآن‌روی

که نمودی زبان‌درازی‌ها

زاهد دون بزم ما هیهات

با ظریفان خوش است بازی‌ها

آن چه از دست غم کشیده (جنید)

ساخت در شرح آن مغازی‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند
  2. شمارهٔ ۶۷کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد
  3. شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری
  4. شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن
  5. شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
  6. شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر
  7. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
  8. شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.