پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند

عارف اندر برج وحدت لاف قربت می‌زند

آری آری هر کسی را آن چه دادند از ازل

از پی آن تا ابد گامی به رغبت می‌زند

محتسب تا سر وحدت یافت با مردان عشق

از فراغت پشت با پرگار حسنت می‌زند

رطل سنگین از سر دعوی به نوبت می‌کشد

زاهد ما کاو دم از تقوی و نوبت می‌زند

هر که با خود برد چون ما آتش مهرش به خاک

باد صبحش بوسه‌ها بر خاک تربت می‌زند

هم‌چو فرهادش ز جان دادن به تلخی چاره نیست

هر که با شیرین‌لبی لاف محبت می‌زند

تا گدای کوی رندان شد (جنید) از سلطنت

بر فراز هفت ایوان پنج نوبت می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری
  2. شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن
  3. شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
  4. شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر
  5. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
  6. شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است
  7. شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق
  8. شمارهٔ ۷۵من کیم در طلبش غم‌زده شیدایی
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.