پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

غصه روزگار بین که چه کرد

با من دل‌فگار بین که چه کرد

تندباد خزان و شوکت دی

از پی نوبهار بین که چه کرد

می‌دهم جان ز غصه نزدیکت

دوری یار بین که چه کرد

هر دمم رخ به خون نگار شود

فرقت آن نگار بین که چه کرد

داغ دوری بسوخت جانم را

محنت روزگار بین که چه کرد

تاخت بر جان من سمند جفا

ترک چابک سوار بین که چه کرد

داد با من قرار و آخر کار

با من بی‌قرار بین که چه کرد

رازم از پرده بر ملا افکند

دیده اشک‌بار بین که چه کرد

سود و سرمایه‌ام بشد در عشق

رونق کار و بار بین که چه کرد

در جوانی شکسته گشت (جنید)

انده بی‌شمار بین که چه کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد
  2. شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری
  3. شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن
  4. شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
  5. شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر
  6. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
  7. شمارهٔ ۷۳ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است
  8. شمارهٔ ۷۴بیار ساقی عرفان ز ساغر تحقیق
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.