پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

طراوت رخ او بین و رنگ آتش را

شکنج حلقه گیسو و پیچ و تابش را

هوای عشق تو ناگه برآمد از دل من

ببین گشایش غیبی و فتح بابش را

نسیمی از سر کویش وزید و داد به باد

رواج کلبه عطار و مشک نابش را

مجال داد که بر آستانش بوسه دهم

چگونه عذر توان خواستن جنابش را

کسی که جان به هوا داد و جان به عشق سپرد

طبیب چاره ندارد دل خرابش را

به داغ عشق هر آن دل که سوخت پندارم

که کردگار ندارد دمی عذابش را

که را رسد که شود نکته‌گیر بر عاشق

اگر خدای قلم درکشد حسابش را

حدیث دیده بیدارم از خیالش پرس

که سال‌هاست که بدرود کرد خوابش را

(جنید) اگر بنشنید شبی بخواند درس

هوای عشق تو بر هم زند کتابش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵غصه روزگار بین که چه کرد
  2. شمارهٔ ۶۶زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند
  3. شمارهٔ ۶۷کسی که مهر تو ورزد ز جان نیندیشد
  4. شمارهٔ ۶۸هزار جان گرامی فدای آن سحری
  5. شمارهٔ ۶۹بیا و عاشق دل‌خسته را دوایی کن
  6. شمارهٔ ۷۰گر چه از چشم تو هر لحظه بلایی دارم
  7. شمارهٔ ۷۱به حقارت منگر در من مسکین فقیر
  8. شمارهٔ ۷۲خوشا دلی که ز اسرار عشق آگاه است
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.