پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵

به دور گل نگران جمال او می‌باش

به سان بلبل عاشق ترانه‌گو می‌باش

به دل ربوده آن خال عنبرین می‌شو

به جان فتاده آن زلف مشک‌بو می‌باش

کنون که موسم عشرت رسد به فصل بهار

به عزم طوف گلستان و طرف جو می‌باش

جهان و هر چه در او هست نه برای جهان

تو عیش می‌کن و فارغ ز گفت و گو می‌باش

بیار باده و چون ما شدیم گو عالم

گهی پیاله همی شو گهی سبو می‌باش

تو راه و رسم قلندر ندانی ای صوفی

برو ملازم دلق هزارتو می‌باش

گواه حال من ای مدعی خدای بس است

تو را که گفت که در بند جست و جو می‌باش

(جنید) اگر چه نظر باز و عاشق است ولی

چو هست بنده او هر چه هست گو می‌باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست
  2. شمارهٔ ۵۸هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست
  3. شمارهٔ ۵۹بر خاک آستانش دارم سر گدایی
  4. شمارهٔ ۶۰آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید
  5. شمارهٔ ۶۱بر سر کوی تو هر دل که مقام است او را
  6. شمارهٔ ۶۲ای جمالت خوب و اوصافت جمیل
  7. شمارهٔ ۶۳طراوت رخ او بین و رنگ آتش را
  8. شمارهٔ ۶۴ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.