پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست

ولی چه سود که با مهرت آشنایی نیست

مرا هوای تو عشق حقیقت است ولی

حدیث مهر تو با من بجز هوایی نیست

هزار جهد بکردیم و یار ما نشدی

طلب چه فایده چون دولت خدایی نیست

اگر قضاست که جانم ز تن جدا دارند

میان ما و شما این قدر جدایی نیست

گدای کوی تو را مرتبت چنان عالی‌ست

که در سرش هوس ملک پادشاهی نیست

ز بوی دوست چو مجلس معطر است صبا

برو که حاجت عطر و عبیرسایی نیست

چه ارزد آن که نورزد هوای مهر کسی

که در درون دلش هیچ آشنایی نیست

امید بنده به لطف و عنایت از حق است

که فیض عام برندی و پارسایی نیست

(جنید) کام دل از بخشش خدا می‌جوی

که سعی هرزه بود هر چه آن عطایی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹بر خاک آستانش دارم سر گدایی
  2. شمارهٔ ۶۰آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید
  3. شمارهٔ ۶۱بر سر کوی تو هر دل که مقام است او را
  4. شمارهٔ ۶۲ای جمالت خوب و اوصافت جمیل
  5. شمارهٔ ۶۳طراوت رخ او بین و رنگ آتش را
  6. شمارهٔ ۶۴ای مرا با تو عشق‌بازی‌ها
  7. شمارهٔ ۶۵غصه روزگار بین که چه کرد
  8. شمارهٔ ۶۶زاهد اندر کنج خلوت آه کربت می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.