پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳

ای چشم و رخ تو زهره و ماه

وی لعل تو جان‌فزای دل‌خواه

ای راه‌روان عشق را دل

در حلقه طره تو گم‌راه

ای گیسو و عارض و زنخدان

گویی رسن است و یوسف و چاه

آنی که ز شصت جان شکایت

در هر طرف است کشته پنجاه

خورشید جهان‌فروز را سر

در حلقه کشی به طوع و اکراه

از بهر رخت قرار گیرد

بر اوج فلک هلال هر ماه

تا کی به امید تو نشینم

جان بر سر پای و چاه در راه

ترسم نرسم به هیچ کامی

زاین وعده دور و عمر کوتاه

آیینه ماه تیره گردد

از سوز دل ار برآورم آه

معذور مشو که گاه گاهی

راهی بودت به حضرت شاه

می‌ترس که بی‌گناه چون ماه

ناگاه براندت ز درگاه

باشد که دری گشاده گردد

وز حال دلم شوی تو آگاه

زیر قدم تو گر شوم خاک

آن است کمال و رفعت و جاه

با این همه هم امیدوارم

نومید نیم ز لطف الله

حقا که (جنید) نیست خالی

از ورد و دعات گاه و بی‌گاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵به دور گل نگران جمال او می‌باش
  2. شمارهٔ ۵۶سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد
  3. شمارهٔ ۵۷چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست
  4. شمارهٔ ۵۸هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست
  5. شمارهٔ ۵۹بر خاک آستانش دارم سر گدایی
  6. شمارهٔ ۶۰آیا بود که کاری زاین گفت و گو برآید
  7. شمارهٔ ۶۱بر سر کوی تو هر دل که مقام است او را
  8. شمارهٔ ۶۲ای جمالت خوب و اوصافت جمیل
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.