پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹

دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن

یا دلی در خور مهر رخ تو ورزیدن

ره‌نوردان غمش را نبود چاره بجز

خون دل خوردن و در راه طلب گردیدن

دیده‌ای در خور دیدار تو خواهم ور نه

با چنین دیده جمال تو نخواهم دیدن

هر که چون گل نزند جامه مستوری چاک

گلی از گلبن عشرت نتواند چیدن

دولت زنده‌دلان باشد اگر دست دهد

سر فدا کردن و خاک قدمت بوسیدن

سر به شمشیر بلا دادم و دل خوش کردم

که برآسودم از اندیشه سربازیدن

لاف عشق ار زنی ای دل ز بد و نیک مرنج

صفت عاشق صادق نبود رنجیدن

تا ز صدر حرم آواز درآید که برای

من و رخسار طلب بر در او مالیدن

چشم اگر بازنپوشم ز خطا درپوشم

دارم از لطف شما چشم خطا پوشیدن

طمع از خویش بریدم کرمش گفت (جنید)

گنه از بنده و از رحمت ما پوشیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز
  2. شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
  3. شمارهٔ ۵۳ای چشم و رخ تو زهره و ماه
  4. شمارهٔ ۵۴می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند
  5. شمارهٔ ۵۵به دور گل نگران جمال او می‌باش
  6. شمارهٔ ۵۶سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد
  7. شمارهٔ ۵۷چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست
  8. شمارهٔ ۵۸هر که عاشق نشود پیش خرد مجنونی‌ست
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.