پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸

شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم

عافیت جویم و در کنج سرا بنشینم

کوسک خویشتنم خوان که به زانوی ادب

روز و شب بر در خدمت به وفا بنشینم

منعمی را چه زیان دارد گه‌گاهی

بر در او من مسکین و گدا بنشینم

دوست بخشنده و من مفلسم آری چه عجب

که در این باب به امید عطا بنشینم

تا که ای باد بهشتی به هوای تو مقیم

در فرو بندم و در چاه بلا بنشینم

پای عهدی نه که در راه طلب برخیزم

دستگاهی نه که در کنج دعا بنشینم

گر قضا می‌نهدم بند توقف بر پای

چه کنم در پس زانوی ادب بنشینم

شمع‌وار از هوست رشته جان می‌سوزم

بو که در بزم تو یک شب به وفا بنشینم

چون (جنید) ار شوم از صحبت اغیار جدا

با تو ای یار به یاری خدا بنشینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم
  2. شمارهٔ ۵۱آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز
  3. شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
  4. شمارهٔ ۵۳ای چشم و رخ تو زهره و ماه
  5. شمارهٔ ۵۴می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند
  6. شمارهٔ ۵۵به دور گل نگران جمال او می‌باش
  7. شمارهٔ ۵۶سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد
  8. شمارهٔ ۵۷چو ماه روی تو نقشیی به دل‌ربایی نیست
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.