پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷

ما اگر زاهد و اگر رندیم

شاکر نعمت خداوندیم

لاف شوقی که در ازل دادیم

بر همان عهد و قول و سوگندیم

گر چه دور اوفتاده‌ایم از راه

به وصال تو آرزومندیم

خانه عاشقی و رندی را

دگر از نو اساس افکندیم

شیشه نام و ننگ بشکستیم

خرقه رزق و شید افکندیم

راستی خوش‌تر است در همه حال

چند بر خود دروغ بربندیم

تا کی این گفت و گوی بی‌حاصل

ریسمان درهم از چه پیوندیم

ما که بر قول خود عمل نکنیم

چه سزای نصیحت و پندیم

حال ما بر مثال آن شمع است

که در اثنای گریه می‌خندیم

محتسب گو برو که بار دگر

لاف بی‌معنی از تو نپسندیم

چون (جنید) از خدای خود خشنود

به قضای زمانه خرسندیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن
  2. شمارهٔ ۵۰در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم
  3. شمارهٔ ۵۱آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز
  4. شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
  5. شمارهٔ ۵۳ای چشم و رخ تو زهره و ماه
  6. شمارهٔ ۵۴می‌زند خنده و بازار شکر می‌شکند
  7. شمارهٔ ۵۵به دور گل نگران جمال او می‌باش
  8. شمارهٔ ۵۶سودای عشق اگر چو منت در سر اوفتد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.