پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

ساقیا موسم عیش است بده جام شراب

که برافکنده عروس چمن از چهره نقاب

دم به دم پیک نفس می‌رسد از عالم جان

که غنیمت شمر ایام گل و عهد شباب

خیز با سرو‌قدی بر لب آبی بنشین

که دوان می‌گذرد عمر گرامی چون آب

درده آن جام غم انجام که در ده کس نیست

چون در این منزل ویران همه مستیم و خراب

اگرم کاسه سر باد برد چون نرگس

یک دم از کف نگذارم قدح باده ناب

درس دوری که مرا بود به هر شام و سحر

درس عشق است کنون ای پسر دور شراب

بانگ قامت نکند سود کسی را که مدام

کار با قامت شاهد بود و بانگ رباب

ای (جنید) آن همه تحصیل تو بی‌حاصل بود

چه کنم نیست مرا فایده‌ای سبق کتاب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
  2. شمارهٔ ۴۷ما اگر زاهد و اگر رندیم
  3. شمارهٔ ۴۸شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
  4. شمارهٔ ۴۹دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن
  5. شمارهٔ ۵۰در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم
  6. شمارهٔ ۵۱آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز
  7. شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
  8. شمارهٔ ۵۳ای چشم و رخ تو زهره و ماه
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.