پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳

عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد

هر چه جز عشق تو باشد دل از آن برگیرد

هر که فریاد من خسته به گوشش برسد

گرش از دل خبری هست فغان برگیرد

صوفی صومعه گر نوش کند باده عشق

در زمان راه خرابات مغان برگیرد

بار هجران تو این بار نه چون هر بار است

کردگارم مگر این بار ز جان برگیرد

همه منعم ز رقیب است سبب ساز مگر

مانع خیر به رودی ز میان برگیرد

برسانم به فلک ناله ز خوش‌خوابی بخت

بو که وقتی سر از این خواب گران برگیرد

آن کس آن جان و جهان تنگ در آغوش آرد

که به یک بار دل از جان و جهان برگیرد

در پس پرده نهان است بسی نقش غریب

تا خود این پرده که از راز نهان برگیرد

جان شیرین به لب آورد (جنید) از غم یار

بو که کام دل از آن تنگ دهان برگیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
  2. شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
  3. شمارهٔ ۴۷ما اگر زاهد و اگر رندیم
  4. شمارهٔ ۴۸شور عشقم نگذارد که ز پا بنشینم
  5. شمارهٔ ۴۹دیده‌ای کو که بود لایق رویت دیدن
  6. شمارهٔ ۵۰در پی وصل تو ای دوست به جان می‌گردم
  7. شمارهٔ ۵۱آه و گناه خسته‌دلان از سر نیاز
  8. شمارهٔ ۵۲سال‌ها شد که نکردیم شبی خوابی خوش
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.