پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی

گر زآن که عشق بازی با آن نگار اولی

یک دم خیال قدش از دیده نیست غایب

جای گل و صنوبر بر جویبار اولی

خواهم که آن میانش خوش در کنار آرم

با شاهداه شیرین بوس و کنار اولی

ای سرو ناز باری بر چشم ما گذر کن

دانی که سرو را جا بر چشمه‌سار اولی

از بند غصه و غم گر می‌کنی خلاصم

درمان دردمندن بی‌انتظار اولی

بلبل کنار خاری مأوا گرفت آری

آرام‌گاه عاشق بر روی خار اولی

هان ای (جنید) گاهی در کوی عشق می‌زن

کاری اگر برآید زاین رهگذار اولی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
  2. شمارهٔ ۴۱بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم
  3. شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
  4. شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
  5. شمارهٔ ۴۴ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
  6. شمارهٔ ۴۵من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
  7. شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
  8. شمارهٔ ۴۷ما اگر زاهد و اگر رندیم
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.