پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

به بوی وصل تو می‌پروریم جان در تن

که آفرین خدا بر تن روان تو باد

ز آستان تو دارم مراد هر دو جهان

که حادثات جهان دور از آستان تو باد

اگر چه بی‌گنه از من عنان بتافته‌ای

همیشه دولت و اقبال هم‌عنان تو باد

مرا سری‌ست بلاکش اگر قبول افتد

فدای خاک سگ کوی پاسبان تو باد

به رحمتت نظری کن (جنید) را ای دوست

که در غم تو چنان شد که دشمنان تو باد

چنین که چشم عنایت به حال ما افکند

ز چشم‌زخم خدایا که در امان تو باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹تویی که حکم تو بر جان من روان باشد
  2. شمارهٔ ۴۰اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
  3. شمارهٔ ۴۱بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم
  4. شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
  5. شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
  6. شمارهٔ ۴۴ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
  7. شمارهٔ ۴۵من نه امروز خراباتیم و عاشق و مست
  8. شمارهٔ ۴۶آمد اینک رمضان از پی بی‌قیدان باش
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.