پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴

چند از فصل بهاران در کنار زنده رود

نغمه نای عراقی با نی و آواز رود

بر سر پل عاشقی دیدم که رودی می‌نواخت

اشک خون از دیده می‌بارید و می‌گفت این سرود

چون بود حال غریبان در فراق رود خویش

سیل می‌راند ز چشم و باد می‌آرد ز رود

بر کنار زنده رود آخر کجا دل خوش کنم

رود رفته از کنار و در کنار از دیده رود

ای گل خندان که بگذشتی چو باد نوبهار

بادت از ما دم به دم هر بامداد و شب درود

چون (جنید) آن کس که سر بر خدمت پیران نهد

کی به تاج خسروی آرد سر خدمت فرود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶تویی که وصل تو کام دل حزین من است
  2. شمارهٔ ۳۷به بوی وصل تو می‌پروریم جان در تن
  3. شمارهٔ ۳۸گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی
  4. شمارهٔ ۳۹تویی که حکم تو بر جان من روان باشد
  5. شمارهٔ ۴۰اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
  6. شمارهٔ ۴۱بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم
  7. شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
  8. شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.