پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵

حدیث عشق دردآمیز باشد

سماع شوق شورانگیز باشد

نسیم آن نفس کز مهر خیزد

چو باد صبح عنبربیز باشد

که باشد نوحه‌گر صاحب نصیبت

همه چشمی بر او خون‌ریز باشد

هر آن مطرب که او عاشق نباشد

سماع او نه ذوق‌آمیز باشد

ز سوز سینه عاشق براندیش

که آن آتش به غایت تیز باشد

نیاز دردمندان غم عشق

ورای دانش و پرهیز باشد

خرابیی که خیزد اندر این راه

به از صد عابد شب‌خیز باشد

کجا سررشته وصل تو یابم

مگر لطف تو دست‌آویز باشد

(جنید) از خاک شیرازش همی‌شد

هوای خطه تبریز باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷به بوی وصل تو می‌پروریم جان در تن
  2. شمارهٔ ۳۸گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی
  3. شمارهٔ ۳۹تویی که حکم تو بر جان من روان باشد
  4. شمارهٔ ۴۰اگر از زلف تو یک حلقه به دیدار آید
  5. شمارهٔ ۴۱بوی جان‌بخش تو از باد صبا می‌شنوم
  6. شمارهٔ ۴۲حدیث عشق تو با کس نمی‌توان گفتن
  7. شمارهٔ ۴۳عاشق آن است که مهر از دو جهان برگیرد
  8. شمارهٔ ۴۴ساقیا موسم عیش است بده جام شراب
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.