پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

ملک کونین به آوازه ما می‌نرسد

کام عالم به بر آوردن ما می‌نرسد

تا گدایی نکنی بر در خم‌خانه عشق

اندر این بزم تو را دست به جامی نرسد

تا سر کوی تو بر رحمت اغیار بود

به تو پنهان ز بر یار پیامی نرسد

طلب زاویه مجذوب نگردد هیهات

سالک از نام مجرد به مقامی نرسد

گر نه استاد خرد مرشد راه تو بود

دلت از منزل آن ره به مرامی نرسد

لاف آزادی و مردی ز تو چون آید راست

که ز خواری تو گدایی به نظامی نرسد

تا دلت ز آتش اندیشه نسوزد چون عود

هرگز از عطر تو بویی به مشامی نرسد

چون (جنید) ار سخنت شامل حکمت باشد

مدعی را به حدیث تو کلامی نرسد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم
  2. شمارهٔ ۲۷گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
  3. شمارهٔ ۲۸دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد
  4. شمارهٔ ۲۹دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
  5. شمارهٔ ۳۰هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم
  6. شمارهٔ ۳۱مرا دلی‌ست که با عشق بر نمی‌آید
  7. شمارهٔ ۳۲هدهد ما دگر از ملک به ما می‌نرسد
  8. شمارهٔ ۳۳به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.