پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم

یا نه در عشق طلب‌کار حقایق باشم

گر جدایی کنم از عشق خدا این مکناد

که خجالت‌زده حضرت خالق باشم

من اگر عشق نبازم به چه کار آیم باز

من اگر مهر نورزم به چه لایق باشم

من که تا زنده‌ام از عشق نبودم خالی

که به آخر نبرم عهد و منافق باشم

عاشقم عاشقم ای خلق به آواز بلند

آن گه از عشق کنم توبه که فاسق باشم

روز محشر که درآیم به زمین عرصات

همچنین واله و شوریده و عاشق باشم

اندر آن عرصه که عشاق جهان می‌بشوند

غالب آن است که من بر همه سابق باشم

مدهم توبه از این کار خدایا هرگز

تا در آن روز نه مردود خلایق باشم

خرم آن لحظه که در عشق جمالت چو (جنید)

ترک خود گیرم و فارغ ز خلایق باشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲هدهد ما دگر از ملک به ما می‌نرسد
  2. شمارهٔ ۳۳به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی
  3. شمارهٔ ۳۴چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
  4. شمارهٔ ۳۵حدیث عشق دردآمیز باشد
  5. شمارهٔ ۳۶تویی که وصل تو کام دل حزین من است
  6. شمارهٔ ۳۷به بوی وصل تو می‌پروریم جان در تن
  7. شمارهٔ ۳۸گر جان فشانی ای دل در پای یار اولی
  8. شمارهٔ ۳۹تویی که حکم تو بر جان من روان باشد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.