پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم

حق علیم است که بی روی و ریا می‌گویم

دفتر حسن تو را بر همه کس می‌خوانم

درس اخلاص تو را در همه جا می‌گویم

نقش بالای تو را گر چه همی خوانم راست

شرح چین سر زلف تو خطا می‌گویم

چون مرا نیست بجز باد صبا هم‌نفسی

قصه شوق تو با باد صبا می‌گویم

جان همان دم که دلم در سر زلفت پیچید

گفت خوش باد تو را شب که دعا می‌گویم

به خدا می‌دهمت عهد که مشکن دل من

وه چه سنگین دلی آخر به خدا می‌گویم

بکشی زارم و ناگاه پشیمان باشی

یاد آر این سخن از من که کجا می‌گویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد
  2. شمارهٔ ۲۹دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
  3. شمارهٔ ۳۰هرگز آن روز مبادا که نه عاشق باشم
  4. شمارهٔ ۳۱مرا دلی‌ست که با عشق بر نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۳۲هدهد ما دگر از ملک به ما می‌نرسد
  6. شمارهٔ ۳۳به حق آن که ندانم جز آستان تو بابی
  7. شمارهٔ ۳۴چند از فصل بهاران در کنار زنده رود
  8. شمارهٔ ۳۵حدیث عشق دردآمیز باشد
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.