پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است

به نزد اهل حقیقت بضاعتی دون است

مرا به روضه رضوان فرو نیاید دل

که مقصد دل عارف جمال بی‌چون است

مراد عاشق صادق وصال حضرت اوست

و گر نه طبع لئیمان به خلد مفتون است

طمع مدار که راضی شدم به هشت بهشت

که هر دو دوست بجنت به هشت مفتون است

مرا ز لذت وهمی ز عشق باز مدار

چرا که لذت وحدت ز وهم بیرون است

تنعمی که گدایان کوی حق دارند

چه جای ملک سلیمان و گنج قارون است

مرا به دیده ظاهر مبین گرت نظر است

که در صمیم دلم سر عشق مضمون است

تو فیلسوف جهانی حدیث عشق مگو

که وضع دل‌شدگان بر خلاف قانون است

به استمالت فضل تو واشقم هر دم

که نامه تو سراسر به لطف مشحون است

(جنید) مست و خراب آمد از شراب الست

فغان و سوزش و غوغی او نه اکنون است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
  2. شمارهٔ ۲۳کر از دل بستری زنگار زنگار
  3. شمارهٔ ۲۴ملک کونین به آوازه ما می‌نرسد
  4. شمارهٔ ۲۵روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
  5. شمارهٔ ۲۶مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم
  6. شمارهٔ ۲۷گرم به قول رقیبان برند از بر خویش
  7. شمارهٔ ۲۸دلم به دور رخش میل لاله‌زار ندارد
  8. شمارهٔ ۲۹دلم سپردم و هم جان و تن روانه اوست
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.