پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷

تا بوی روح پرور او در مشام ماست

انفاس نافه ختنی در کلام ماست

هر مستیی که در دو جهان می‌شود پدید

چون نیک بنگری ز هوای مدام ماست

ما را چه احتیاج به خم‌خانه یا به جام

که افلاک باده‌خانه و خورشید جام ماست

تا گشته‌ایم حلقه‌ به گوش وفای عشق

همواره گوش هوش و خرد بر پیام ماست

زآن گه که کوس عشق زدیم از فراز عشق

آمد ندا که عالم و آدم به کام ماست

کیوان که شاه مسند ایوان عزت است

محتاج آستانه عالی‌مقام ماست

دائم خطیب میزنه (؟) پایه فلک

با ساکنان قدس در اثبات نام ماست

مقبل کسی بود که بیابد قبول ما

که اقبال یار اوست که از جان غلام ماست

ما را به آب و نان لئیمان چه حاجت است

کاین هفت خوان چرخ سراسر طعام ماست

بی‌گوهران چگونه زبان آوری کنند

با تیغ آب‌دار که اندر نیام ماست

تا گشته‌ایم خاک ره عشق چون (امیر)

شاه جهان گدای در احتشام ماست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
  2. شمارهٔ ۲۰نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است
  3. شمارهٔ ۲۱چه می بود این که مستان را به یک ره بی‌‎خبر کردی
  4. شمارهٔ ۲۲سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
  5. شمارهٔ ۲۳کر از دل بستری زنگار زنگار
  6. شمارهٔ ۲۴ملک کونین به آوازه ما می‌نرسد
  7. شمارهٔ ۲۵روز ازل که از تن خاکی اثر نبود
  8. شمارهٔ ۲۶مطلع صبح صفا روی تو را می‌گویم
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.