پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

ای لطف بی‌نهایت تو دست‌گیر ما

انعام توست در دو جهان ناگزیر ما

گر واقع است در عمل ما تزلزلی

تو واقفی ز نیت و سر ضمیر ما

با آن که هیچ مایه نداریم خوش‌دلیم

چون هست رحمت تو بضاعت‌پذیر ما

دنیا و آخرت ز تو خواهم که واهبی

نعم الوکیل مایی و نعم النصیر ما

از سعی ما چه کار برآید که نیک و بد

تو در ازل سرشته‌ای اندر ضمیر ما

ما خود چه آوریم که وزنی نیاورد

در حضرت جلال تو نزل حقیر ما

بر جامه امل چه ترازیم از عمل

جز صورتی که نقش کنی بر حریر ما

از کیمیای لطف تو باشد که زر شود

در بوته قبول تو قلب کشیر(؟) ما

گردد روان به جان و زر و سیم در ره است

سیم‌آب اشک در رخ هم‌چون ضمیر ما

با عشق اگر ز آتش سوزان گذر کنم

گردد فسرده از دم چون زمهریر ما

ما را هوای حور و تمنای روضه نیست

کز شوق نیست این همه بانگ نفیر ما

نومید کی شویم ز لطفت که هر سحر

آید ندای حضرت تو کآی فقیر ما

خوش باش کز برای تو آماده کرده‌ایم

گنج و عطای وافر و اجر کثیر ما

نام و نشان نبود در آن دم که می‌نوشت

نام تو بر جریده رحمت‌پذیر ما

وز ممکن عدم چو به عالم روان شدی

هم بوده ورد عشق تو از شهد و شیر ما

گشتیم رهبر تو به توحید و معرفت

تا بر خلاف عقل نجویی نظیر ما

آخر همان کنم که ز لطفت مرا سزد

هان استوار باش به فضل کبیر ما

آیینه گر نه در خور فتراک ما بدی

خود کی بیافتی اثر زخم تیر ما

در قید عشق یاور ما هان مکن (جنید)

کز بند ما خلاص نخواهد اسیر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  2. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  3. شمارهٔ ۱۷تا بوی روح پرور او در مشام ماست
  4. شمارهٔ ۱۸گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
  5. شمارهٔ ۱۹هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
  6. شمارهٔ ۲۰نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است
  7. شمارهٔ ۲۱چه می بود این که مستان را به یک ره بی‌‎خبر کردی
  8. شمارهٔ ۲۲سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.