پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی

رخ را به خون فروشی تا آن نگار بینی

زین خاک‌دان فانی دامان خان فروشی

زآن پیش‌تر که از وی در دل غبار بینی

گر کار و بار بر هم آخر نمی‌زنی تو

در چار سوی دنیی بس کار و بار بینی

این خان‌های عالی آن گه چه سود دارد

کاین خان تنگ و تاریک بر خود حصار بینی

فردا که خلق عالم از خاک سر برآرند

این حشمت و تجمل بی‌اعتبار بینی

اندیشه کن ز روزی که انصاف مردمان را

در عرصه قیامت مسکین و زار بینی

خود چون برآوری سر وقتی که انبیا را

سرها فتاده در پیش بیچاره‌وار بینی

چون سیم قلب از این غم رویت سیاه ماند

روزی که نقد خود را ناقص عیار بینی

گر در ره ارادت از خود پیاده کردی

بر بادپای عزت خود را سوار بینی

تا تو به چشم صورت باشی در این میانه

کی آرزوی خود را اندر کنار بینی

بنگر چه ناتمامی کز جاهلی و خامی

خواهی که با چنین چشم دیدار یار بینی

یاری که بی‌نظیر است از خود نظر فرو گیر

تا منظر جمالش بی‌انتظار بینی

در وادی محبت هر پشته را که جویی

از کشتگان عشقش چندین هزار بینی

گر دیده برگشایی شیران راه‌رو را

چون اشتران کشیده سر در مهار بینی

نقد (جنید) روزی کز دیده محو گردد

بر هر ورق ز شعرش بس یادگار بینی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  2. شمارهٔ ۱۷تا بوی روح پرور او در مشام ماست
  3. شمارهٔ ۱۸گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
  4. شمارهٔ ۱۹هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
  5. شمارهٔ ۲۰نعیم جنت اگر بی‌جمال بی‌چون است
  6. شمارهٔ ۲۱چه می بود این که مستان را به یک ره بی‌‎خبر کردی
  7. شمارهٔ ۲۲سال‌ها خاک ره عشق به مژگان رفتیم
  8. شمارهٔ ۲۳کر از دل بستری زنگار زنگار
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.