پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۷

گذشت عمر و نکردیم هیچ‌کار دریغ

نه یک دریغ که هر دم هزار بار دریغ

هنوز دامن کامی به کف نیامده بود

که شد ز دست گریبان اختیار دریغ

بهار عمر به غایت شکفته بود ولی

گل مراد نچیدم در این بهار دریغ

به دست بود مرا جام خوش‌گوار حیات

به خاک ریختم آن جام خوش‌گوار دریغ

متاع عمر گران‌مایه صرف شد به هوس

فتاد از کفم آن جام خوش‌گوار دریغ

به بوی آن که گلی زاین چمن به دست آید

شکست در قدم دل هزار بار دریغ

بدان امید که روزی نظر کند بختم

برفت عمر گرامی در انتظار دریغ

وصال دوست میسر نشد به کوشش و رنج

دریغ آن طلب و سعی بی‌شمار دریغ

طبیب عشق که درمان درد ها همه کرد

مرا گذاشت چنین زار و دل‌فگار دریغ

هر آن نفس که نه بر یاد عشق او زده‌ام

کنون به هر نفسی می‌زنم هزار دریغ

(جنید) خواست که از وی به جان بماند باز

بماند در نظر خلق شرمسار دریغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹مِسکنت پیشه کن که زیرا زود
  2. شمارهٔ ۱۰غم ایمان و خوف دینت نیست
  3. شمارهٔ ۱۱هر کس که با بلای خدا صبر کرده است
  4. شمارهٔ ۱۲بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم
  5. شمارهٔ ۱۳ای لطف بی‌نهایت تو دست‌گیر ما
  6. شمارهٔ ۱۴ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی
  7. شمارهٔ ۱۵کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  8. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.