پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۸

ای دل غافل زمان کار‌سازی کردن است

پیر گشتی هم‌چنانت میل بازی کردن است

مبدأ عشق حقیقی گر همی پرسی که چیست

ای برادر توبه از بهر مجازی کردن است

گر همی خواهی که باشد از نمازت حاصلی

چاره کار تو اول دل‌نمازی کردن است

اشک گرم و روی زرد و سوز دل باید به کار

هم‌چو شمعت گر هوای سرفرازی کردن است

آن که دارد در جهان اسباب جاه و دولتی

گو غنیمت دان که وقت دل‌نوازی کردن است

گر چه زورت هست با هر ترک و تازی درمپیچ

زآن که این میدان نه جای ترک و تازی کردن است

کودک راه (جنید) اندر صف مردان میا

پشه بین کاو را هوای سرفرازی کردن است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰غم ایمان و خوف دینت نیست
  2. شمارهٔ ۱۱هر کس که با بلای خدا صبر کرده است
  3. شمارهٔ ۱۲بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم
  4. شمارهٔ ۱۳ای لطف بی‌نهایت تو دست‌گیر ما
  5. شمارهٔ ۱۴ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی
  6. شمارهٔ ۱۵کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  7. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  8. شمارهٔ ۱۷تا بوی روح پرور او در مشام ماست
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.