پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰

غم ایمان و خوف دینت نیست

خبر از کار آن و اینت نیست

ای زیان کرده عمر در غم مال

هیچ باک از زیان دینت نیست

چند از این فکر های دور و دراز

به خدا گوییا یقینت نیست

تا کی این لقمه های زهرآلود

خوف این جان نازنینت نیست

راه گم کردی از طریق صلاح

زآن که استاد راه‌بینت نیست

چون گریزان ز اهل قرآنی

عجب ار بخت بد قرینت نیست

بانگ و فریاد در معامله است

در دعا ناله حزینت نیست

سر نخوت بر آسمان که مگر

مثل در عرصه زمینت نیست

همه در بند پیشوایی و جاه

خبر از روز واپسینت نیست

جمع دیوان چه سود چون سخنت

همه عیب است و یک یمینت نیست

عمرت از دست شد دریغ (جنید)

حیف این گوهر ثمینت نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم
  2. شمارهٔ ۱۳ای لطف بی‌نهایت تو دست‌گیر ما
  3. شمارهٔ ۱۴ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی
  4. شمارهٔ ۱۵کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  5. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  6. شمارهٔ ۱۷تا بوی روح پرور او در مشام ماست
  7. شمارهٔ ۱۸گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
  8. شمارهٔ ۱۹هر که بر ملک یقینش گذری افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.