پرش به محتوای اصلی
جنید شیرازی جنید شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹

مِسکنت پیشه کن که زیرا زود

مَسکنت زیر خاک خواهد بود

خویش‌بینی مکن که آخر کار

خویش بینی بدان عمل ماخود

ما خود از قطره منی زادیم

عجب است این منی و عُجب نمود

با خود آ از شراب نخوت و کبر

آن کن ای بنده کت خدا فرمود

عُجب و گردن‌کشی چه سود دهد

تو که سر بر فلک نخواهی سود

ای که مغرور دوده و تیغی

روزی از دودمان برآید دود

آن که پر بود گنجش از زر و سیم

روزگارش به ناگهان بربود

تن چو فرسوده گشت در دل خاک

کی کند خواجه را کر و فرمود

وآن که باد غرور در سر داشت

به سرش باد و خاک ره پیمود

قلب را پاک کن که در عرصات

نستانند قلب روی اندود

نور توحید حق هرآینه دید

آن که ز آیینه زنگ شرک زدود

هر کرامات کرد دست اجل

به کرامات عمر خود نفزود

نبود جز درود با نفرین

پیر دهقان هر آن چه کشت درود

چون (جنید) آن بیافت ارزش و مال

که ز سودای جاه و مال آسود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱هر کس که با بلای خدا صبر کرده است
  2. شمارهٔ ۱۲بگذشت عمر و توشه ره برنداشتیم
  3. شمارهٔ ۱۳ای لطف بی‌نهایت تو دست‌گیر ما
  4. شمارهٔ ۱۴ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینی
  5. شمارهٔ ۱۵کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟
  6. شمارهٔ ۱۶ای مرغ عرشی تا به کی محبوس باشی در قفس
  7. شمارهٔ ۱۷تا بوی روح پرور او در مشام ماست
  8. شمارهٔ ۱۸گر من ز سر عشق تو رمزی بیان کنم
همه‌ی غزلیات ←

جنید شیرازی درباره‌ی جنید شیرازی

معین الدین ابوالقاسم شیرازی (تولد: پس از ۷۱۹ق)، متخلص به جنید، مشهور به شیخ الاسلام، صوفی، شاعر و تذکره نویس ایرانی بود.وی از خاندان های مشهور شیراز بود که بسیاری از علما و وعاظ از آن برخاستند. او از مجلس درس ضیاءالدین ابوالوقت عبدالوهاب بن مظفر بهره‌مند شد و از او خرقهٔ ارشاد گرفت. مانند اجداد خویش، در جامع عتیق، به و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.