پرش به محتوای اصلی
حافظ

حافظ

اشعار منتسب

۱۱۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ما برفتیم، تو دانی و دل غمخور ما
  2. شمارهٔ ۲ صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب
  3. شمارهٔ ۳ اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف است
  4. شمارهٔ ۴ غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
  5. شمارهٔ ۵ هوس باد بهارم به سوی صحرا برد
  6. شمارهٔ ۶ صراحی دگر بارم از دست برد
  7. شمارهٔ ۷ من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد
  8. شمارهٔ ۸ کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد
  9. شمارهٔ ۹ در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
  10. شمارهٔ ۱۰ صورت خوبت نگارا خوش به آیین بسته‌اند
  11. شمارهٔ ۱۱ مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
  12. شمارهٔ ۱۲ دلا چندَم بریزی خون؟ ز دیده شرم دار آخر
  13. شمارهٔ ۱۳ صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
  14. شمارهٔ ۱۴ جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
  15. شمارهٔ ۱۵ به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش
  16. شمارهٔ ۱۶ رهروان را عشق بس باشد دلیل
  17. شمارهٔ ۱۷ روز عید است و من امروز در آن تدبیرم
  18. شمارهٔ ۱۸ ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو
  19. شمارهٔ ۱۹ ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
  20. شمارهٔ ۲۰ من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک
  21. شمارهٔ ۲۱ مطرب خوش‌نوا بگو تازه به تازه نو به نو
  22. شمارهٔ ۲۲ گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
  23. شمارهٔ ۲۳ ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
  24. شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹ من ار زآن که گردم به مستی هلاک
  25. شمارهٔ ۲۵ ای ز شرم عارضت گل کرده خوی
  26. شمارهٔ ۲۶ به فر دولت گیتی فروز شاه شجاع
  27. شمارهٔ ۲۷ نور خدا نمایدت آینهٔ مجردی
  28. شمارهٔ ۲۸ دریغا خلعت حسن جوانی
  29. شمارهٔ ۲۹ بلبل اندر ناله و، گُل خندهٔ خوش می‌زند
  30. شمارهٔ ۳۰ برو ای زاهد و دعوت مکنم سوی بهشت
  31. شمارهٔ ۳۱ می‌زنم هر نفس از دست فراقت فریاد
  32. شمارهٔ ۳۲ عشقت نه سرسری‌ست که از دل به در شود
  33. شمارهٔ ۳۳ ساقیا ساغر شراب بیار
  34. شمارهٔ ۳۴ مباد کس چو من خسته مبتلای فراق
  35. شمارهٔ ۳۵ پدید آمد رسوم بی وفایی
  36. شمارهٔ ۳۶ بیار باده و بازم رهان ز مخموری
  37. شمارهٔ ۳۷ ای باد نسیم یار داری
  38. شمارهٔ ۳۸ برو زاهد به امیدی که داری
  39. شمارهٔ ۳۹ جای حضور و گلشن امن است این سرای
  40. شمارهٔ ۴۰ شب از مطرب که دل خوش باد وی را
  41. شمارهٔ ۴۱ لطف باشد گر نپوشى از گداها، روت را
  42. شمارهٔ ۴۲ تا جمالت عاشقان را زد به وصل خود صلا
  43. شمارهٔ ۴۳ خوشتر از کوی خرابات نباشد جایی
  44. شمارهٔ ۴۴ چون در جهان خوبی امروز کامکاری
  45. شمارهٔ ۴۵ ساقی اگرت هوای ما هی،
  46. شمارهٔ ۴۶ برو ای طبیبم از سر که خبر ز سر ندارم
  47. شمارهٔ ۴۷ دلبر و جانان من برد دل و جان من
  48. شمارهٔ ۴۸ عید است و موسم گل، ساقی بیار باده
  49. شمارهٔ ۴۹ - رباعی روزی که فلک از تو بریده‌ست مرا
  50. شمارهٔ ۵۰ اکنون که ز گل باز چمن شد چو بهشتی
  51. شمارهٔ ۵۱ - رباعی زآن بادهٔ دیرینهٔ دهقان پرورد
  52. شمارهٔ ۵۲ - رباعی شب رفت به پایان و حکایت باقیست
  53. شمارهٔ ۵۳ - رباعی یا کار به کام دل مجروح شود
  54. شمارهٔ ۵۴ - رباعی راه طلب تو خار غم‌ها دارد
  55. شمارهٔ ۵۵ گفتم که خطا کردی و تدبیر نه این بود
  56. شمارهٔ ۵۶ آفتاب از روی او شد در حجاب
  57. شمارهٔ ۵۷ مدتی شد کآتش سودای تو در جان ماست
  58. شمارهٔ ۵۸ آن کیست تا به حضرت سلطان ادا کند
  59. شمارهٔ ۵۹ دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمر و زید
  60. شمارهٔ ۶۰ تنم ز رنج فراوان همی نیاساید

متن اشعار به نقل از گنجور.