پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۲

صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب

فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب

خانه بی‌تشویش و ساقی یار و مطرب نکته‌گوی

موسم عیش است و دور ساغر و عهد شباب

از پی تفریح طبع و زیور حسن طرب

خوش بود ترکیب زرین جام با لعل مذاب

از خیال لطف می مشاطهٔ چالاک طبع

در ضمیر برگ گل خوش می‌کند پنهان گلاب

شاهد و مطرب به دست‌افشان و مستان پایکوب

غمزهٔ ساقی ز چشم می‌پرستان برده خواب

تا شد آن مه مشتری درهای حافظ را به نقد

می‌رسد هر دم به گوش زهره گلبانگ رباب

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۴غمش تا در دلم مَأوا گرفته است
  2. شمارهٔ ۵هوس باد بهارم به سوی صحرا برد
  3. شمارهٔ ۶صراحی دگر بارم از دست برد
  4. شمارهٔ ۷من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد
  5. شمارهٔ ۸کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد
  6. شمارهٔ ۹در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
  7. شمارهٔ ۱۰صورت خوبت نگارا خوش به آیین بسته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۱مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.