پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۳

اگر به لطف بخوانی مَزید الطاف است

وگر به قهر برانی درون ما صاف است

بیان وصف تو گفتن نه حد امکان است

چرا که وصف تو بیرون ز حد اوصاف است

ز چشم عشق توان دید روی شاهد غیب

که نور دیدهٔ عاشق ز قاف تا قاف است

چو سرو سرکشی ای یار سنگدل با ما

چه چشم‌هاست که از روی تو بر اطراف است

تو را که مایهٔ خلد است نیاز همتا نیست

از این مثال گزینم روان در اطراف است

ز مُصحَف رخ دلدار آیتی بر خوان

که آن بیان مقامات کشف کشّاف است

عدو که منطق حافظ طمع کند در شعر

همان حدیث هُما و طریق خطّاف است

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۵هوس باد بهارم به سوی صحرا برد
  2. شمارهٔ ۶صراحی دگر بارم از دست برد
  3. شمارهٔ ۷من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد
  4. شمارهٔ ۸کارم ز دور چرخ به سامان نمی‌رسد
  5. شمارهٔ ۹در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
  6. شمارهٔ ۱۰صورت خوبت نگارا خوش به آیین بسته‌اند
  7. شمارهٔ ۱۱مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
  8. شمارهٔ ۱۲دلا چندَم بریزی خون؟ ز دیده شرم دار آخر
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.