پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۷

من و صلاح و سلامت؟ کَس این گمان نَبَرَد

که کَس به رِندِ خرابات، ظَنِّ آن نَبَرَد

من این مُرَقَّعِ دیرینه، بَهرِ آن دارم

که زیرِ خِرقه کِشَم مِی، کسی گمان نَبَرَد

مَباش غَرّه به عِلم و عمل، فقیه! مُدام

که هیچ‌کَس زِ قضای خدای، جان نَبَرَد

اگرچه دیده بُوَد پاس‌بانِ تو، ای دل

به‌هوش باش، که نقدِ تو، پاس‌بان نَبَرَد

سخن به نزدِ سخن‌دان، اَدا مَکُن حافظ

که تحفه، کَس، دُروگوهر، به بَحر و کان نَبَرَد

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۹در هر هوا که جز برق اندر طلب نباشد
  2. شمارهٔ ۱۰صورت خوبت نگارا خوش به آیین بسته‌اند
  3. شمارهٔ ۱۱مژده ای دل که مسیحا نفسی می‌آید
  4. شمارهٔ ۱۲دلا چندَم بریزی خون؟ ز دیده شرم دار آخر
  5. شمارهٔ ۱۳صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
  6. شمارهٔ ۱۴جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
  7. شمارهٔ ۱۵به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش
  8. شمارهٔ ۱۶رهروان را عشق بس باشد دلیل
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.