پرش به محتوای اصلی
حافظ حافظ

اشعار منتسب

شمارهٔ ۱۵

به جد و جهد چو کاری نمی‌رود از پیش

به کردگار رها کرده به مصالح خویش

به پادشاهی عالم فرو نیارد سر

اگر ز سِرِّ قناعت خبر شود درویش

بنوش باده که قَسّام صُنع قسمت کرد

در آفرینش از انواعِ نوشدارو نیش

ز سنگ تفرقه خواهی که منحنی نشوی

مشو بسان ترازو تو در پی کم و بیش

ریا حلال شمارند و جام باده حرام

زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش

ریای زاهد سالوس جان من فرسود

قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش

به دلربائی اگر خود سرآمدی چه عجب

که نور حُسن تو بود از اساس عالم پیش

دهان نیک تو دلخواه جان حافظ شد

به جان بُوَد خطرم زین دل محال‌اندیش

ادامه‌ی اشعار منتسب

  1. شمارهٔ ۱۷روز عید است و من امروز در آن تدبیرم
  2. شمارهٔ ۱۸ای در چمن خوبی رویت چو گل خودرو
  3. شمارهٔ ۱۹ای از فروغ رویت روشن چراغ دیده
  4. شمارهٔ ۲۰من دوش پنهان می‌شدم تا قصر جانان سنگنک
  5. شمارهٔ ۲۱مطرب خوش‌نوا بگو تازه به تازه نو به نو
  6. شمارهٔ ۲۲گر زلف پریشانت در دست صبا افتد
  7. شمارهٔ ۲۳ببین هلالِ محرّم بخواه ساغر راح
  8. شمارهٔ ۲۴ - ساقی‌نامهٔ ۹من ار زآن که گردم به مستی هلاک
همه‌ی اشعار منتسب ←

حافظ درباره‌ی حافظ

خواجه شمس‌الدین محمد شیرازی متخلص به «حافظ» و مشهور به «لسان‌الغیب» غزل‌سرای بزرگ و از بزرگان شعر و ادب پارسی است. از زندگانی وی همانند دیگر بزرگان و سخنوران کهن ایرانی به رغم شهرت فوق‌العادهٔ او اطلاعات دقیقی در دست نیست و حتی در مورد نام دقیق وی (محمد یا شمس‌الدین) و خاستگاه وی و سال‌های عمر او اختلاف نظر وجود دارد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.